
تحلیل بازار
چگونه پیش از راهاندازی کسبوکار، تحلیل بازار انجام دهیم؟ راهنمای عملی برای کارآفرینان
مقدمه: آیا برای محصول شما مشتری وجود دارد؟
یکی از اشتباهات رایج در شروع کسبوکار این است که کارآفرین، علاقه شخصی خود به یک ایده را با وجود تقاضای واقعی در بازار یکسان در نظر میگیرد. ممکن است محصولی از نظر فنی جذاب، خلاقانه و باکیفیت باشد؛ اما اگر مشتری مشخصی نداشته باشد یا مشتریان حاضر نباشند برای آن پول پرداخت کنند، ادامه فعالیت با دشواری روبهرو خواهد شد.
تحلیل بازار به کارآفرین کمک میکند پیش از صرف هزینههای سنگین، درباره مشتریان، رقبا، اندازه فرصت بازار و شرایط فروش اطلاعات جمعآوری کند. هدف از این فرایند، پیشبینی قطعی آینده نیست؛ بلکه کاهش عدمقطعیت و بهبود کیفیت تصمیمهاست.
تحلیل بازار چیست؟
تحلیل بازار فرایندی برای بررسی مشتریان بالقوه، تقاضا، رقبا، روندهای بازار و عواملی است که بر موفقیت یک کسبوکار اثر میگذارند.
نتیجه تحلیل بازار باید به تصمیمهای مشخص منجر شود: چه محصولی عرضه کنیم، به چه کسی بفروشیم، با چه قیمتی وارد بازار شویم و از چه کانالهایی به مشتری دسترسی پیدا کنیم.
گام اول: مشتری هدف را مشخص کنید
عبارتهایی مانند «همه مردم مشتری ما هستند» برای تدوین طرح کسبوکار کافی نیستند. مشتریان مختلف نیازها، قدرت خرید و رفتارهای متفاوتی دارند.
برای مثال، اگر قصد تولید محصولات غذایی محلی را دارید، مشتریان بالقوه میتوانند شامل گردشگران، فروشگاههای سوغات، سازمانها و خریداران اینترنتی باشند. این گروهها الزاماً به یک نوع بستهبندی، قیمت یا روش خرید علاقه ندارند.
برای تعریف مشتری هدف، ویژگیهای زیر را بررسی کنید:
-
نیاز یا مسئلهای که مشتری با آن مواجه است؛
-
ویژگیهای جمعیتشناختی یا سازمانی مرتبط با خرید؛
-
قدرت خرید و حساسیت به قیمت؛
-
شیوه فعلی تأمین محصول یا خدمت؛
-
معیارهای تصمیمگیری و موانع خرید؛
-
محل و کانال دسترسی به مشتری.
در بازارهای سازمانی، شناخت فرایند خرید نیز اهمیت دارد. استفادهکننده محصول، تصمیمگیرنده نهایی و واحد پرداختکننده ممکن است افراد یا بخشهای متفاوتی باشند.
گام دوم: مسئله مشتری را بررسی کنید
پیش از طراحی محصول نهایی، باید بدانید مشتری دقیقاً با چه مسئلهای مواجه است و این مسئله تا چه اندازه برای او اهمیت دارد.
مصاحبه با مشتریان بالقوه یکی از روشهای مفید برای شناخت مسئله است. بهجای اینکه بپرسید «آیا از محصول ما خوشتان میآید؟»، درباره رفتار واقعی آنها سؤال کنید.
برای مثال:
-
آخرین بار که با این مسئله مواجه شدید، چه کردید؟
-
در حال حاضر از چه محصول یا خدمتی استفاده میکنید؟
-
چه چیزی در راهحل فعلی شما رضایتبخش نیست؟
-
برای حل این مسئله تاکنون چه هزینه یا زمانی صرف کردهاید؟
-
چه شرایطی باعث میشود راهحل جدیدی را امتحان کنید؟
پاسخهای مربوط به تجربههای واقعی معمولاً اطلاعات بیشتری از اظهار علاقه کلی به یک ایده فراهم میکنند. البته حتی پاسخهای مثبت در مصاحبه نیز تضمینکننده خرید نیستند؛ بنابراین بهتر است در مراحل بعد، رفتار واقعی مشتری نیز آزمایش شود.
گام سوم: رقبا را شناسایی کنید
رقیب فقط کسبوکاری نیست که محصولی مشابه تولید میکند. مشتری ممکن است همان نیاز را با استفاده از یک محصول جایگزین، انجام کار بهصورت دستی یا حتی صرفنظر کردن از خرید برطرف کند.
رقبا را میتوان در سه گروه بررسی کرد:
رقبای مستقیم: محصول یا خدمت مشابهی را به مشتریان مشابه عرضه میکنند.
رقبای غیرمستقیم: راهحل متفاوتی برای همان نیاز ارائه میدهند.
جایگزینهای موجود: روشهایی هستند که مشتری در حال حاضر برای انجام کار از آنها استفاده میکند؛ حتی اگر از نظر فنی رقیب محسوب نشوند.
برای مقایسه رقبا، معیارهایی مانند قیمت، کیفیت، تنوع، سرعت ارائه، خدمات پس از فروش، دسترسی و اعتبار برند را در نظر بگیرید.
هدف از تحلیل رقبا، کپیبرداری از آنها نیست؛ بلکه شناسایی انتظارات بازار و یافتن فضایی است که کسبوکار شما بتواند در آن ارزش متمایزی ایجاد کند.
گام چهارم: اندازه بازار را برآورد کنید
یکی از پرسشهای مهم در طرح کسبوکار این است که فرصت اقتصادی موردنظر چه اندازهای دارد.
سه مفهوم متداول در این زمینه عبارتاند از:
TAM یا بازار کل بالقوه: کل تقاضای مرتبط با محصول یا خدمت در محدوده تعریفشده.
SAM یا بازار قابلخدمت: بخشی از بازار کل که با توجه به جغرافیا، نوع محصول و مدل فعالیت میتوانید به آن خدمت ارائه دهید.
SOM یا بازار قابلدستیابی: سهمی از بازار قابلخدمت که با توجه به ظرفیت، رقابت، منابع و برنامه اجرایی، واقعبینانه میتوانید به دست آورید.
برای مثال، فرض کنید یک کسبوکار نرمافزاری برای فروش به آموزشگاههای یک استان طراحی شده است. تعداد کل آموزشگاههای مرتبط میتواند نقطه شروع برآورد بازار باشد؛ اما همه آنها لزوماً مشتری بالقوه مناسبی نیستند. برخی ممکن است از نرمافزار دیگری استفاده کنند، بودجه کافی نداشته باشند یا به امکانات محصول نیاز نداشته باشند.
بنابراین، برآورد بازار باید با تعریف روشن محدوده جغرافیایی، گروه مشتریان و مفروضات محاسباتی انجام شود.
گام پنجم: قیمت و آمادگی برای پرداخت را بررسی کنید
علاقهمندی به یک محصول لزوماً به معنای آمادگی برای خرید آن نیست. قیمت پیشنهادی باید با ارزش ادراکشده، گزینههای جایگزین، قدرت خرید مشتری و هزینه ارائه محصول سازگار باشد.
برای بررسی قیمت میتوانید قیمت رقبا را مقایسه کنید، با مشتریان مصاحبه انجام دهید، چند پیشنهاد فروش آزمایش کنید یا در مقیاس کوچک یک محصول اولیه را عرضه کنید.
در این مرحله، هزینههای خود کسبوکار نیز اهمیت دارند. قیمت فروش باید در کنار هزینه تولید، بستهبندی، توزیع، بازاریابی، پشتیبانی و سایر هزینههای مرتبط بررسی شود.
گام ششم: اطلاعات بازار را از منابع معتبر جمعآوری کنید
برای تحلیل بازار میتوان از دو دسته اطلاعات استفاده کرد:
اطلاعات ثانویه: دادههایی که پیشتر توسط نهادها یا پژوهشگران جمعآوری شدهاند؛ مانند آمارهای رسمی، گزارشهای صنعت، دادههای تجارت، گزارشهای بازار و اطلاعات منتشرشده توسط نهادهای تخصصی.
اطلاعات اولیه: دادههایی که مستقیماً برای پاسخ به پرسشهای پژوهش جمعآوری میشوند؛ مانند مصاحبه، پرسشنامه، مشاهده رفتار مشتری و آزمون فروش.
هر منبعی برای پاسخ به هر پرسشی مناسب نیست. برای مثال، آمار جمعیت میتواند به شناخت محدوده بازار کمک کند، اما بهتنهایی نشان نمیدهد چه تعداد از افراد واقعاً محصول شما را خواهند خرید.
در استفاده از منابع، تاریخ انتشار، جامعه آماری، روش گردآوری و محدودیتهای داده را بررسی کنید. اگر اطلاعات دقیقی در دسترس نیست، بهتر است از برآورد شفاف و سناریوهای مختلف استفاده کنید تا ارائه اعداد ظاهراً دقیق اما بدون پشتوانه.
گام هفتم: فرضیات را در مقیاس کوچک آزمایش کنید
پس از شناخت اولیه بازار، لازم نیست همیشه بلافاصله به سراغ تولید انبوه یا سرمایهگذاری سنگین بروید. میتوانید نسخه سادهای از محصول یا خدمت را برای گروه محدودی از مشتریان آماده کنید.
برای مثال، پیش از راهاندازی فروشگاه کامل اینترنتی، میتوان یک صفحه معرفی محصول، کاتالوگ محدود یا پیشنهاد فروش آزمایشی طراحی کرد. سپس تعداد درخواستها، خریدهای واقعی، هزینه جذب مشتری و بازخورد خریداران را بررسی کرد.
در این فرایند باید از پیش مشخص کنید چه نتیجهای نشانه امیدوارکننده بودن ایده است و چه نتیجهای شما را به اصلاح پیشنهاد یا بازنگری در بازار هدف وادار میکند.
نمونه کاربردی: فروش بستههای هدیه محصولات محلی
فرض کنید قصد دارید بستههای هدیهای شامل محصولات محلی کرمانشاه تولید کنید.
در تحلیل بازار باید مشخص کنید مشتری اصلی شما گردشگر است، سازمانی است که برای مناسبتها هدیه تهیه میکند یا مصرفکنندهای که از طریق اینترنت خرید میکند. سپس رقبای هر گروه، قیمتهای رایج، ترجیحات بستهبندی و روشهای دسترسی به مشتری بررسی میشوند.
در ادامه میتوان چند نمونه بسته با قیمتهای متفاوت طراحی و به تعداد محدودی از مشتریان بالقوه عرضه کرد. نتایج این آزمایش، اطلاعاتی درباره میزان تقاضا، قیمت قابلقبول، هزینه جذب مشتری و مشکلات تحویل فراهم میکند.
این اطلاعات میتوانند مستقیماً در بخش تحلیل بازار، برنامه بازاریابی و پیشبینی فروش طرح کسبوکار استفاده شوند.
چکلیست نهایی تحلیل بازار
پیش از تکمیل این بخش از طرح کسبوکار، بررسی کنید که آیا:
-
مشتری هدف را بهروشنی تعریف کردهاید؟
-
شواهدی درباره مسئله و نیاز مشتری دارید؟
-
رقبای مستقیم، غیرمستقیم و جایگزین را بررسی کردهاید؟
-
اندازه بازار را بر اساس مفروضات مشخص برآورد کردهاید؟
-
قیمت پیشنهادی و آمادگی مشتری برای پرداخت را سنجیدهاید؟
-
منابع اطلاعاتی و محدودیتهای آنها را ثبت کردهاید؟
-
برای آزمون فرضیات مهم، برنامهای کمهزینه دارید؟
جمعبندی
تحلیل بازار یکی از پایههای تصمیمگیری در کارآفرینی است. این فرایند کمک میکند پیش از سرمایهگذاری جدی، مشتریان را بهتر بشناسید، رقابت را درک کنید و فرصتهای قابلدسترس را از فرصتهای صرفاً جذاب روی کاغذ تفکیک کنید.
نتیجه تحلیل بازار زمانی ارزشمند است که به انتخابهای روشن درباره محصول، قیمت، مشتری هدف، کانال فروش و برنامه مالی منجر شود. این اطلاعات سپس باید بهصورت منسجم وارد طرح کسبوکار شوند تا برنامه نهایی با شرایط واقعی بازار ارتباط داشته باشد.